اندوه و ناامیدی بخشی از زندگی هستند. طبیعی است که پس از رویدادی جدی مانند داغدیدگی احساس افسردگی کنیم، اما گاهی یک ناراحتی واقعی و عمیق در وجود فرد جای میگیرد. این میتواند نشانهای از افسردگی (که افسردگی عصبی نیز نامیده میشود) باشد، وضعیتی که برای غلبه بر آن نیاز به درمان مناسب دارد.
پس آیا این یک افسردگی است یا تنها اندوهی گذرا؟ در ادامه به علائم افسردگی میپردازیم که قابل اهمیت هستند
افسردگی چیست؟
افسردگی یک اختلال خلقی است که شامل چندین علامت میشود. وقتی افسردگی به یک بیماری واقعی عصبی تبدیل میشود، در فرد به صورت یک دوره افسردگی مشخص بروز میکند. دیگر نمیتوان آن را افسردگی گذرا نامید، زمانی که فرد روزانه یا تقریباً هر روز برای حداقل دو هفته علائم را تجربه کند. در این مرحله، این علائم شروع به تأثیرگذاری بر زندگی اجتماعی و خانوادگی فرد میکنند.
علائم افسردگی عصبی نباید با علائم افسردگی گذرا اشتباه گرفته شوند. در واقع، حالت افسردگی بیماران اغلب توسط اطرافیان و حتی خود فرد دستکم گرفته میشود.
انواع مختلفی از افسردگی عصبی وجود دارد:

- افسردگی فصلی
- افسردگی مزمن
- افسردگی پس از زایمان
- افسردگی پنهان
- افسردگی شدید و غیره
افسردگی میتواند روان کودکان، سالمندان، نوجوانان و مادران جوان را تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، این اختلال میتواند در هر سنی برای هر فردی رخ دهد.
این اختلال خلقی باعث خستگی غیرمعمول و غم دائمی در فرد میشود که از بارزترین علائم افسردگی هستند. با این حال، نشانههای دیگری هم وجود دارند که میتوانند بیانگر اختلالات افسردگی باشند. در ادامه به رایجترین آنها میپردازیم.
چگونه افسردگی را بشناسیم؟
۱. غم شدید، نشانه افسردگی
اولین نشانه افسردگی، غم عمیق است. این غم معمولاً بسیار دردناک، غیرقابل درک و فراگیر است.
گاهی با گریههای بیدلیل و حس ناامیدی همراه است، با احساسی که گویی همه چیز خراب است، همه چیز تاریک است و هیچ چیز مثبت نمیتواند برای ما رخ دهد.
البته، همه ما گاهی غمگین میشویم. زندگی تنها از شادی تشکیل نشده است. اما بدخلقی و ناراحتی معمولاً بعد از مدتی از بین میروند، مگر در افسردگی. فرد افسرده در غم خود گرفتار است و این غم تقریباً دائمی است (حتی از لحظه بیداری).
نکته مهم: افسردگی و غمی که از آن ناشی میشود، با دلجویی یا محبت اطرافیان حل نمیشود. یک غم «عادی» به حمایت دیگران پاسخ میدهد، اما افسردگی آنقدر شدید است که تنها درمان مناسب (دارو و رواندرمانی) میتواند به فرد کمک کند. تنها پس از درمان، فرد قادر خواهد بود دست یاری دیگران را بگیرد.
۲. از دست دادن علاقه و لذت
به طور معمول، مثلاً ممکن است در کارمان احساس غم یا ناراحتی کنیم و با خود بگوییم «کاش زودتر تعطیلات برسد» یا «کاش شغل بعدیام زودتر شروع شود». حتی در مشکلات هم تمایل و انگیزهای برای تغییر داریم. اما فرد افسرده دیگر هیچ تمایلی به چیز دیگری ندارد.
این از دست دادن علاقه یکی از ویژگیهای بارز افسردگی است و بر همه جنبههای زندگی تأثیر میگذارد. به این ترتیب، لذتهای کوچک روزمره مانند گوش دادن به موسیقی، دیدار دوستان یا مطالعه از بین میروند.
همه چیز یکنواخت، بیروح و بیعلاقه به نظر میرسد. زندگی همه معنا و طعم خود را از دست داده است. این علامت میتواند برخی افراد را به داشتن افکار خودکشی سوق دهد.
۳. خستگی شدید
نشانه دیگر که گمراهکننده نیست، خستگی شدید است، حتی بدون اینکه فعالیت خاصی انجام شده باشد. فرد مبتلا به افسردگی همیشه احساس کمبود انرژی میکند و نه خواب و نه استراحت نمیتوانند این خستگی را کاهش دهند.
۴. زندگی کند شده به دلیل افسردگی
افسردگی باعث کندی کلی در فرد میشود. بنابراین انجام کارهای روزمره زمان بیشتری میطلبد. فرد افسرده تحت تأثیر خستگی قرار دارد، کمتر صحبت میکند و جرأت انجام فعالیتهایی را که قبلاً انجام میداد یا مشارکت در کار و روابط اجتماعی (با دوستان یا خانواده) را ندارد. فرد افسرده در زندگی روزمره دچار کندی روانحرکتی میشود.
این فرد احساس میکند دیگر قادر به واکنش نیست و گویی با دیگران هماهنگ نیست: انگار همه با سرعتی متفاوت حرکت میکنند و روی همان فرکانس او نیستند.
۵. مشکلات تمرکز و حالت افسردگی

فردی که از افسردگی رنج میبرد، خستگی ذهنی را نیز تجربه میکند که خود را به شکلهای زیر نشان میدهد:
- کمبود تمرکز
- کاهش توجه
- کندی جریان افکار
- دشواری در به خاطر سپردن و فراموشیهای موقت و غیره
احساس میشود که افکار کند شدهاند و فرد برای فکر کردن یا بیان کردن خود مشکل دارد. برخی افراد گاهی فکر میکنند که ممکن است به آلزایمر مبتلا باشند، اما پشت این «فراموشیهای ظاهری» مشکلات واقعی افسردگی پنهان است.
۶. بیخوابی و دیگر مشکلات خواب
در افسردگی، خواب دچار اختلال میشود.
- خواب معمولاً کیفیت پایین دارد، کمعمق، کوتاه و کماثر است.
- بیخوابی در افسردگی شایع است.
- صبحها معمولاً با بیدار شدن خیلی زود همراه است و بازخوابیدن ممکن نیست.
- در موارد دیگر، فرد بیمار نیاز زیادی به خواب دارد (تمایل دائمی به خوابیدن). اما این «خواب زیاد» رضایتبخش نیست و باعث احساس کسالت و گیجی میشود.
۷. کاهش میل جنسی
در افسردگی، زندگی جنسی فرد تحت تأثیر قرار میگیرد. تمایل و لذت جنسی ممکن است کاهش یابد یا حتی از بین برود و انجام رابطه جنسی دشوار شود. در نتیجه، گاهی شریک زندگی احساس میکند که نادیده گرفته شده است و این موضوع تنش در زندگی مشترک را افزایش میدهد.
۸. اعتماد به نفس، احساس گناه و افسردگی
نشانه دیگر افسردگی، کمارزش دانستن خود است. فرد فکر میکند که هیچکاره است و دیگر هیچ احترام و ارزشی برای خود قائل نیست. حس شکست دائماً بازمیگردد. این احساس میتواند فراتر از مسائل شغلی باشد و زندگی خانوادگی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. فرد افسرده فکر میکند که شایستگی زندگی خانوادگی خود را ندارد و عشقی که دیگران به او دارند، بیدلیل است.
این احساس میتواند با حس رهاشدگی، بیفایده بودن، تنهایی و احساس گناه بیش از حد همراه شود و همزمان با این احساسات، فرد افسرده باور دارد که دیگران او را دوست ندارند، حرفی برای گفتن ندارد که مورد توجه دیگران باشد و بیارزش است.
فرد مبتلا به افسردگی، اتفاقات زندگی و نظرات دیگران را به طور مداوم از دیدگاهی منفی و بدبینانه تحلیل میکند.
۹. کاهش اشتها
افسردگی اغلب با علائم جسمانی همراه است که مهمترین آن کاهش اشتها است. در این حالت، آمادهکردن غذا به کاری دشوار تبدیل میشود، وعدههای غذایی نامنظم میشوند و ترکیب آنها نامتعادل است. کاهش وزن اغلب یک نشانه مهم برای تشخیص افسردگی محسوب میشود.
برعکس، برخی افراد افسرده اشتهایشان افزایش مییابد و تمایل به خوردن خوراکیهای خاص (بهویژه شیرینیها) پیدا میکنند که ممکن است باعث افزایش وزن شود.
۱۰. علائم جسمانی و افسردگی مزمن
افسردگی فقط در ذهن رخ نمیدهد. بلکه علائم جسمانی نیز دارد. اگرچه خستگی، کاهش اشتها و مشکلات خواب شایع هستند، اما علائم جسمانی دیگری نیز ممکن است ظاهر شوند، مانند:
- سردرد
- درد مفاصل
- مشکلات گوارشی و غیره
چگونه بفهمیم که افسرده شدهایم؟
ارزیابی وضعیت روانی خود بهتنهایی بسیار دشوار است. به همین دلیل، در صورتی که احتمال میدهید دچار اختلال افسردگی شدهاید، مراجعه به پزشک عمومی ضروری است. همچنین برای تشخیص حالت افسردگی، حداقل ۴ تا ۵ علامت باید به مدت دستکم دو هفته ادامه داشته باشند، از جمله:
- خستگی غیرمعمول
- غم مداوم
- کاهش لذت
- تحریکپذیری
- کنارهگیری اجتماعی
- بیعلاقگی
- بیقراری
- کمارزش دانستن خود
- احساس بیفایده بودن
- کاهش هوشیاری
- اختلالات خواب
- کاهش اشتها
- بروز افکار منفی
- در شدیدترین موارد، افکار خودکشی
چگونه بفهمیم که مضطرب، افسرده یا در حال فرسودگی شغلی هستیم؟
علائم افسردگی عصبی گاهی شبیه به اختلالات دیگر، مانند اضطراب یا فرسودگی شغلی است. تشخیص تفاوت بین آنها آسان نیست، به همین دلیل این جدول میتواند به روشنتر شدن وضعیت شما کمک کند.
| علائم | افسردگی | اضطراب | فرسودگی شغلی |
|---|---|---|---|
| خستگی غیرمعمول و دائمی | بله | گاهی | بله |
| افسردگی و سرخوردگی | بله | گاهی | گاهی |
| غم و اندوه | بله | خیر | خیر |
درمان

چه کاری باید انجام داد اگر فکر میکنیم افسرده هستیم؟ چگونه از آن خارج شویم؟
در مواجهه با هر علامتی که نشاندهنده اختلال افسردگی باشد، تنها نمانید و حتماً به پزشک مراجعه کنید، زیرا ممکن است دچار افسردگی باشید. تنها پزشک میتواند تشخیص درست را بدهد و به شما کمک کند مسیر درمان مناسب را پیدا کنید. در واقع، پزشک میتواند شما را به یک درمانگر در زمینه پزشکی مکمل (مانند سوفروولوژی، هیپنوتراپی و غیره)، یک روانشناس خوب یا حتی روانپزشک ارجاع دهد.
در هر صورت، برای شروع روند بهبودی و رسیدن به سلامت روانی و جسمی بهتر، درباره ناراحتیها و احساسات منفی خود با یک یا چند نفر قابل اعتماد صحبت کنید. همچنین، اگر کسی پیشنهاد کمک به شما داد، آن را رد نکنید. تنهایی و کنارهگیری از دیگران کمکی به خروج از افسردگی نمیکند.
افسردگی بدون درمان: یک خطر برای سلامت
درمان سریع ضروری است، بهویژه برای زنان باردار. اگر پزشک علائم افسردگی را تشخیص دهد، پیروی از توصیههای درمانی او بسیار مهم است. در کنار رواندرمانی یا درمان شناختی رفتاری، پزشک ممکن است داروهای ضدافسردگی برای کاهش برخی از علائم شما تجویز کند. با این حال، برخی از داروهای ضدافسردگی ممکن است خطر وابستگی داشته باشند، بنابراین پزشک داروهای مناسب را با توجه به وضعیت شما و سلامت کلی شما انتخاب میکند.
رابطه حمایتی برای خروج از افسردگی و بازگشت به تعادل روانی بسیار مهم است. اگر بیمار منزوی بماند و درباره علائم خود صحبت نکند، افسردگی میتواند پیامدهای جدی داشته باشد:
- عود مجدد: گاهی دورههای افسردگی پشت سر هم رخ میدهند و دورههای بهبودی کوتاهتر میشوند. به این وضعیت «عود مجدد» گفته میشود. اگر بیمار توصیههای پزشک را دنبال کند، خطر عود مجدد و همچنین رنج ناشی از افسردگی به طور قابل توجهی کاهش مییابد.
- علائم باقیمانده: وضعیت افسردگی بیمار بهبود مییابد، اما برخی مشکلات همچنان باقی میمانند، مانند اختلالات خواب و تغذیه، خستگی، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و غیره.
- افسردگی مزمن: زمانی که اختلالات افسردگی بیش از دو سال ادامه داشته باشند، از آن به عنوان افسردگی مزمن یاد میشود.
- افکار خودکشی: اگر خطر خودکشی بالا باشد، بستری فوری معمولاً لازم است و ممکن است درمان با شوک الکتریکی نیز پیشنهاد شود.

