ایده اینکه یک کودک مسئولیتپذیر باشد، ذاتی نیست—این موضوع خودبهخود اتفاق نمیافتد. باید آموزش داده شود، هدایت شود و یاد گرفته شود. از جهاتی، این موضوع پیچیده نیست: کودکان بدون هیچ مسئولیتی متولد میشوند و همه کارهایشان بر اساس غریزه است. وقتی گرسنه هستند یا چیزی میخواهند گریه میکنند و وقتی باید خود را تخلیه کنند به سرویس بهداشتی میروند. در اینجا هیچ مسئولیتی وجود ندارد؛ همه چیز بر اساس غریزه و علت و معلول است. پس مسئولیت ذاتی نیست. و برای کودک چندان سرگرمکننده هم نیست. بیشتر مسئولیتها زمانبر و کسلکنندهاند.
بنابراین کودکان به طور طبیعی به دنبال هیجان میروند و سعی میکنند از کارهای خستهکننده مانند موارد زیر دوری کنند: «اتاقت را تمیز کن. تختت را مرتب کن. کتابهایت را سرجایش بگذار. تکالیفت را انجام بده.» درک کنید که برای یک کودک لازم است انضباط و بلوغ زیادی داشته باشد تا وقتی کاری سرگرمکننده نیست روی آن تمرکز کند. این موضوع نیاز به تمرین دارد. و نیازمند آن است که کودک آموزش ببیند تا مسئول باشد و برای مسئولیتهایش پاسخگو باشد. در ادامه هفت نکته وجود دارد که به شما کمک میکند مسئولیتپذیری را به کودکان آموزش دهید و آنها را به بزرگسالانی مستقل و کارآمد هدایت کنید.
۷ نکته برای شروع آموزش مسئولیتپذیری به فرزندتان
۱- باید پاسخگویی را اعمال کرد
- آیا والدین صرفاً فراموش میکنند مسئولیت را آموزش دهند؟ هر والدینی که من دیدهام، بدون توجه به سایر ویژگیهایشان، میدانستند که باید به فرزندشان بگویند خود را بشوید و لباس بپوشد، به مدرسه برود یا اتاقش را تمیز کند. اما موضوع فقط گفتن این جملات نیست—مهم واکنش والدین وقتی کودک کارش را انجام نمیدهد است؛ وقتی نمیشوید، به مدرسه نمیرود یا اتاقش را تمیز نمیکند. به عبارت دیگر، والدین همیشه پاسخگویی را ترویج نمیکنند و این همان جایی است که نقص وجود دارد. پاسخگویی باید اعمال شود. باید کودکان را پاسخگو نگه داشت وقتی مسئولیتهایشان را انجام نمیدهند. پاسخگو نگه داشتن یعنی والدین باید عواقب را سختتر از وقتی که کودک کار را انجام میداد، اعمال کنند.
- این عمل باعث میشود کودک برای دفعه بعد تمایل به انجام مسئولیتهایش داشته باشد. بسیاری از والدین یا کودکانشان را پاسخگو نمیکنند یا پس از تعیین عواقب، آن را دنبال نمیکنند که این باعث افزایش بیمسئولیتی میشود. کودک بار دیگر میآموزد که بهانهها، دروغها و توجیههایش برای فرار از مسئولیت کار میکنند. او همچنین میآموزد که لازم نیست چیزها را به دست آورد و جامعه، همانطور که والدین نشان میدهند، او را پاسخگو نمیداند. این درس بدی است. بنابراین آموزش مسئولیتپذیری به کودکان ضروری است و اگر انجام ندادند، باید آنها را پاسخگو نگه داشت.
۲- آموزش پاسخگویی به کودک را زود شروع کنید
- هرچه زودتر در زندگی کودک، او را مسئول کارهایی که درگیر آنهاست کنید. برای مثال، از او بخواهید قبل از خواب اسباببازیهایش را جمع کند. اگر تمرکز کردن برایش سخت است چون هنوز کوچک است، کنار او روی زمین بنشینید و با او جمع کنید. اما این کار را برایش انجام ندهید. حتی اگر «من یکی جمع میکنم، بعد تو یکی جمع کن»، او یاد میگیرد مسئولیتهایش را انجام دهد.
- من همچنین فکر میکنم بهتر است کودک شما از همان اوایل زندگی از ساعت زنگدار استفاده کند. زنگ ساعت به او کمک میکند مسئولیت تنظیم ساعت در شب و بیدار شدن و خاموش کردن آن را یاد بگیرد. شما با این کار از سن کم به او آموزش میدهید که او یک فرد مستقل است و مسئولیتهایی دارد.
۳- مسئولیتها را مشخص کنید و از زبان مسئولانه استفاده کنید
وقتی کودک کاری را انجام میدهد، به او بگویید:
- راه خوبی برای انجام مسئولیتت بود.
- دوست دارم که مسئولیتت را به خوبی انجام دادی.»
- میدانی، این مسئولیت تو بود و خوشحالم که انجامش دادی.
- میدانی، به تو جایزه میدهم چون مسئولیتت را انجام دادی.
به عبارت دیگر، هرچه بیشتر به آن اشاره کنید، کودک شما بیشتر از آن آگاه میشود. مهم است که کودک بفهمد جایزه برای انجام مسئولیتش است، نه برای بامزه، دوستداشتنی یا صمیمی بودنش. هرچه زودتر جایزه را به مسئولیت مرتبط کنید، این پیوند در ذهن کودک واضحتر شکل میگیرد.
۴- برای کودک خود الگو باشید
- بهعنوان والدین، شما باید مسئولیتهای خود را بهطور مداوم انجام دهید و وقتی انجام میدهید به آن اشاره کنید. برای مثال میتوانید بگویید: «مسئولیت من رفتن به سر کار است و امروز انجامش میدهم.» اگر کودک بپرسد کجا میروی، بگویید: «میروم سر کار. این مسئولیت من است.» -«میروم خرید کنم. این مسئولیت من است.» هدف این است که رفتار درست را برای کودک خود الگو قرار دهید. وقتی به کودک میگویید کاری انجام میدهید، آن کار مسئولیت شما میشود. پس قولهایی ندهید که نمیتوانید انجام دهید و هنگام انجام مسئولیتها، حتماً از زبان مناسبی استفاده کنید که نشان دهد مسئولیت را انجام میدهید.
۵- مسئولیت را به کودک آموزش دهید و راهنمایی کنید
- نشسته و برای کودک توضیح دهید که مسئولیت به چه معناست. مسئولیتها شبیه تعهدات یا وعدهها هستند—چیزهایی که باید انجام دهید، کارهایی که وظیفه شماست و فعالیتهایی که دیگران روی شما حساب میکنند. مثلاً اگر با اسباببازیهای خود بازی میکنید، مسئولیت شما این است که آنها را جمع کنید. یا برای کودک بزرگتر میتوانید بگویید: «اگر برای خودت ساندویچ درست کردی، مسئولیت تو این است که ظرفها را در ماشین ظرفشویی بگذاری.» کودک را راهنمایی کنید تا مسئولیتهایش را انجام دهد.
- بسیار مهم است که کودکان هدایت شوند و فقط نصیحت نشوند. یک مربی به جای شما توپ بسکتبال را نمیاندازد، بلکه از کنار زمین راهنمایی میکند و به جای انتقاد، آموزش میدهد. به همین ترتیب، مهم است که کودکان در مورد مسئولیتهایشان آموزش ببینند. انتقاد در زندگی جایگاه خود را دارد، اما در این موقعیت با کودکان، تنها باعث تدافعی شدن آنها میشود وقتی شروع به سرزنش درباره کاری که درست انجام نشده است، میکنید.

۶- استفاده از پیامدها و پاداشها برای تقویت پاسخگویی
مسئولیت باید با پاداشها و پیامدها مرتبط باشد. به کودک خود بگویید:
- «این پاداش تو برای انجام تکالیف مدرسه و خانه است.»
- «این پاداش تو برای مرتب نگه داشتن اتاقت در طول روز است.»
- «این پاداش را میگیری چون ماشین را تمیز کردی.»
و به همان صورت:
- «این پیامد برای ناتمام گذاشتن تکالیف تو است.»
- «این پیامد برای انجام ندادن کارهای خانه امروز صبح است.»
- «این پیامد را میگیری چون اتاقت را تمیز نکردی.»
گاهی مفید است که والدین با کودکان خود بنشینند و فهرستی از پیامدها تهیه کنند. چگونه میتوان کودکان را پاسخگو نگه داشت؟ چه چیزهایی میتواند پیامد مؤثر باشد؟ میتوانید وسایل الکترونیکی را محدود کنید یا کارهای اضافی بدهید. میتوانید پیامدهای مبتنی بر کار تعیین کنید. همزمان، فهرستی از پاداشها تهیه کنید، چیزی که من آن را «منوی پاداش» مینامم. پاداشها نباید فقط شامل هزینه یا خرید چیزها باشند. آیا کودک شما دوست دارد قدم بزند، به پارک برود یا شاید به ساحل برود؟ آیا دوست دارد بازی توپ یا تاب بازی کند؟ میتوانید به کودک خود بگویید: «میدانی، امروز خوب عمل کردی. میخواهم تو را به تاب ببرم و تاب بدهیم.» و این پاداش است.
پاداشها نیازی به گران بودن ندارند—فقط باید خلاقیت به خرج دهید. به منظور آموزش کودکان بزرگتر میتوانید به پیادهروی، رفتن به مرکز شهر، کنار رودخانه یا پارک بروید، یا زمان بیشتری برای بازی با صفحه نمایش بدهید. برای نوجوانان میتوانید زمان خواب دیرتر یا وقت بیشتری با دوستانشان بدهید. برای نوجوانان، پاداش اغلب فاصله گرفتن از شما و استقلال است، و این طبیعی است.
۷- به کودکان خود بگویید چه چیز را به شکل متفاوت انجام خواهید داد
- وقتی والدین تصمیم میگیرند از زبان مسئولیت و پاسخگویی بیشتر استفاده کنند، باید بنشینند و این موضوع را به وضوح اعلام کنند. در زمانی آرام، به هر کودک به صورت جداگانه بگویید: «از حالا به بعد، من شروع میکنم به نشان دادن اینکه چگونه مسئولیتها را انجام میدهیم. اینگونه تو بهتر میفهمی که من چه مسئولیتهایی را انجام میدهم و چرا مهم است که تو مسئولیتهای خودت را انجام دهی.» درباره اینکه چرا انجام مسئولیتها برای موفقیت در زندگی مهم است، صحبت کنید. افرادی که مسئولیتهای خود را انجام نمیدهند، موفق نیستند.
- «موفق نبودن» یعنی چه؟ برای بزرگسالان، میتواند معانی مختلفی داشته باشد. اما وقتی با یک نوجوان یا کودک دبیرستانی صحبت میکنید، موفق نبودن یعنی او نمیتواند بیرون برود یا آن بازی جدید را بخرد. موفق نبودن یعنی او نمیتواند ماشین خودش یا لباسهای خوب داشته باشد. به عبارت دیگر: «تمام چیزهایی که من برایت میخرم، روزی خودت باید به دست بیاوری. و برای این کار، باید بتوانی مسئولیتهایت را درست انجام دهی، درست مثل من. و اگر من مسئولیتهایم مثل رفتن به سر کار و انجام خوب وظایفم را انجام نمیدادم، نمیتوانستم این چیزها را به تو بدهم.» از صحبت ساده و مستقیم استفاده کنید که از «چرا مسئولیتها مهم هستند» شروع شود و به «این اتفاق میافتد اگر مسئولیتهایت را انجام دهی یا ندهی» برسد.
نتیجهگیری
یاد گرفتن انجام مسئولیتها یکی از مهمترین مهارتهایی است که کودکان میتوانند از سنین کم یاد بگیرند. با بزرگتر شدن، آنها درک کاملی از رابطه بین مسئولیتها، پاسخگویی و پاداشها پیدا میکنند. اما هرگز برای یادگیری دیر نیست. کودکانی که در سنین پایین مسئولیتپذیری را یاد نمیگیرند، باید در هر سنی که والدین آماده آموزش هستند، این مهارت را یاد بگیرند. وقتی کودکان مسئولیت شخصی پیدا میکنند، بهترین شانس را برای اجتناب از بسیاری مشکلات زندگی خواهند داشت.
این مهارت به آنها کمک میکند بهتر با مشکلات اجتنابناپذیر زندگی کنار بیایند، بهویژه وقتی بزرگتر میشوند. به نظر میرسد وقتی کودک هستید، همیشه کسی میگوید: «تختت را مرتب نکردی. تکالیفت را تمام نکردی. چرا سگ را نبردی؟ چرا ظرفها در سینک است؟» اما باور کنید، وقتی بزرگ میشوید، کسی همچنان میگوید: «چرا اینقدر سریع رانندگی میکردی؟ برای سر کار دیر کردی! چرا بچهها را از مدرسه برنداشتی؟ فکر نمیکردم هنگام برگشت از فروشگاه شیر بخری.» برخی میگویند باید انتظار داشته باشید کودک مسئول باشد. اما من میگویم باید این را الزام کنید، حتی طلب کنید. آن را آموزش دهید و راهنمایی کنید. در نحوه اعمال پاسخگویی فکر کنید. این بخشی از بلوغ است و عنصر ضروری برای یادگیری عملکرد درست در دنیایی پیچیده و پرچالش است.
همچنین بخوانید: ۱۲ نکته برای پرورش کودکان با اعتماد به نفس

