الن گالینسکی، نویسنده کتاب «ذهن در حال شکلگیری»، مهارتهای زندگی را ابزارهایی میداند که والدین میتوانند به طور آگاهانه به کودکان آموزش دهند تا در طول زندگی و ورود به بزرگسالی موفق باشند. مهارتهای زندگی برای رشد کودکان ضروری هستند، زیرا پایه رفاه و موفقیت آینده آنها را شکل میدهند. با پرورش این مهارتها، کودکان ابزارهای لازم برای موفقیت در مدرسه، کار و روابط شخصی را به دست میآورند. آنها به افراد با اعتماد به نفس، مقاوم و مسئولیتپذیر تبدیل میشوند که برای مواجهه با چالشها و فرصتهای آینده آماده هستند. در ادامه، هفت مهارت اساسی زندگی که گالینسکی معرفی کرده است را بررسی کرده و روشهای سادهای برای تقویت آنها ارائه میکنیم.
مهمترین مهارتهای زندگی که باید به کودکان آموزش داد
۱- تمرکز و خودکنترلی
- کودکان با داشتن برنامه، عادتها و روتینها بهتر رشد میکنند؛ این کار نهتنها حس امنیت ایجاد میکند، بلکه به آنها کمک میکند خودکنترلی و تمرکز را بیاموزند. با کودک خود دربارهی برنامه روزانه صحبت کنید و خانه را طوری سازمان دهید که بداند کفشها، لباسها و وسایل شخصی خود را کجا بگذارد. فعالیتهای آرام مانند کتاب خواندن، بازیهای حسی یا حل پازل میتوانند به کودک کمک کنند آرامتر شود و تمرکز خود را افزایش دهد.
۲- توانایی دیدن نقطه نظر دیگران
- تفکر درباره دیدگاه دیگران به طور طبیعی برای اکثر کودکان رخ نمیدهد، اما میتوان آن را پرورش داد. درباره احساسات و انگیزههای شخصیتها در کتابهایی که میخوانید صحبت کنید، مثلاً: «فکر میکنم چرا گربه و خوک به مرغ کوچک کمک نکردند؟» همچنین درباره احساسات دیگران مشاهده کنید: «الکس خیلی ناراحت بود که نوبت او نشد. فکر میکنم چه چیزی میتواند حال او را بهتر کند؟»
۳- ارتباط برقرار کردن با دیگران
- کودکان به تعاملات شخصی روزانه نیاز دارند تا مهارتهای اجتماعی و عاطفی سالم را بسازند، از جمله توانایی فهمیدن و ارتباط با دیگران. آنها باید یاد بگیرند چگونه با دیگران ملاقات و گفتگو کنند و به دقت گوش دهند. صرف صحبت با یک بزرگسال علاقهمند و وقت گذاشتن برای گوش دادن و پاسخ دادن به کودک بدون حواسپرتی، میتواند این مهارتها را پرورش دهد. شما والدین میتوانید با آموزش مهارتهای اجتماعی در خانه او را برای برقرار کردن ارتباط با دیگران آماده کنید.
۴- ایجاد ارتباطات
- یادگیری واقعی زمانی رخ میدهد که بتوانیم ارتباطات و الگوها را بین چیزهای به ظاهر نامرتبط ببینیم. هرچه ارتباطات بیشتری بسازیم، جهان را بهتر و با معناتر درک میکنیم. کودکان خردسال هنگام مرتب کردن وسایل خانه مانند اسباببازیها و جورابها شروع به دیدن ارتباطات میکنند. کارهای ساده مثل انتخاب لباس مناسب برای هوا، به آنها کمک میکند ارتباط بسازند. همچنین میتوانید ارتباطات انتزاعیتر را در زندگی یا داستانها نشان دهید، مثلاً: «این کتاب من را یاد وقتی میاندازد که صدفها را در ساحل جمع میکردیم.»

۵- پرورش تفکر انتقادی
- ما در دنیای پیچیدهای زندگی میکنیم که بزرگسالان باید روزانه اطلاعات را تحلیل کرده و تصمیم بگیرند. یکی از بهترین راهها برای پرورش تفکر انتقادی، بازیهای باز و خلاقانه است. اطمینان حاصل کنید کودک روزانه وقت داشته باشد تنها یا با دوستان بازی کند. این بازیها میتواند شامل ایفای نقش، ساختن سازهها، بازیهای رومیزی یا بازیهای فیزیکی مانند لیلی یا قایمموشک باشد. از طریق بازی، کودکان فرضیه میسازند، ریسک میکنند، ایدههای خود را امتحان میکنند، اشتباه میکنند و راهحل پیدا میکنند—همه عناصر ضروری برای تفکر انتقادی.
۶- پذیرش چالشها
- یکی از مهمترین ویژگیهایی که میتوان در زندگی پرورش داد، تابآوری است—توانایی مواجهه با چالشها، بازگشت از شکست و ادامه تلاش. کودکان با ایجاد محیطی با ساختار مناسب یاد میگیرند چالشها را بپذیرند—نه به اندازهای که محدود شوند، بلکه به اندازهای که احساس امنیت کنند. کودک خود را تشویق کنید چیزهای جدید را امتحان کند و ریسکهای سالم انجام دهد، مانند بالا رفتن از درخت یا دوچرخهسواری. وقتی آماده به نظر میرسد، چالش جدید ارائه دهید: «فکر میکنم آمادهای بند کفشت را ببندی، بیا امتحان کنیم.» روی تلاش تمرکز کنید، نه فقط دستاورد: «یاد گرفتن بستن بند کفش سخت بود، اما تو ادامه دادی و تلاش کردی.»
۷- یادگیری مستقل و فعال
- کودکی که عاشق یادگیری است، بزرگسالی میشود که به ندرت در زندگی خسته میشود. برای پرورش عشق به یادگیری، زمان استفاده از صفحه نمایش را محدود کنید و مطالعه، بازیهای خیالی و کاوش آزاد را تشویق کنید. خودتان هم با علاقه و کنجکاوی نشان دهید یادگیری جذاب است؛ با هم به کتابخانه بروید، وسایل هنری و بازی در دسترس قرار دهید و اجازه دهید کمی به هم ریختگی در خانه وجود داشته باشد.
با دنبال کردن این نکات ساده، میتوانید به راحتی مهارتهای اساسی زندگی را در کودکتان پرورش دهید.
تبدیل چالشها به مهارتهای زندگی
هر مرحله از رشد کودک، همراه با هر ناراحتی یا بحران، فرصتی است برای پرورش مهارتهای زندگی در کودکان. با درک علمی والدینی و توجه به رفتارهای کودک، میتوان ناامیدی و مشکلات روزمره را به تجربهای آموزنده و سازنده تبدیل کرد. حتی شرایطی که به نظر سخت و غیرقابل پیشبینی میآیند، میتوانند به کودکان کمک کنند مهارتهایی مانند صبر، انعطافپذیری و حل مسئله را یاد بگیرند و رشد کنند. به این ترتیب، والدین میتوانند «لیمونها»ی زندگی والدینی خود را به «لیموناد»ی پر از مهارت و یادگیری تبدیل کنند.

